أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)

646

تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")

خزناويه اين جماعت ، يك دستهء نظامى بود كه شريف عون آن براى كارهاى خود و اجراى فرامينش درست كرد . به همين دليل ، تسلّط زيادى روى اهالى داشت و از نفوذ خود براى تحت فشار گذاشتن كسانى كه مىخواستند عون يا همان جماعت را تحت فشار بگذارند يا در اموالش طمع مىورزيدند ، استفاده مىكردند و در عين حال ، كسى هم جرأت شكايت از آنان را نداشت . يكى از منتقدان با تلخى از كارهاى خزناويه ياد كرده مىگفت : شريف از ميان مردم اين افراد را انتخاب كرده و نفوذى به آنان مىداد كه مىتوانستند خواص را براى تنبيهشان ، ذليل كنند . از جمله داستان‌هايى كه برخى از معاصران شريف عون به ياد دارند و نشان رفتار شگفت اوست ، دستور وى به تخريب قبّهء برخى از قبرها با استدلال به اين بود كه اين افراد استحقاق تقديس ندارند . برخى را هم به حال خود مىگذاشت كه معنايش اين بود كه آنان مستحق تقديس هستند . « 1 » حكايت ديگر آن كه وى دستور داد ، يكى از ديوانه‌هايى را كه لخت در خيابان‌ها راه مىرفت ، آوردند و او را بعد از آن كه تنظيف كرده و پوشيدن لباس‌هاى اشرافى و مجلسى را به وى تعليم دادند ، از همنشينان مجلس خود قرار داد . منابع گفتند كه او اين ديوانه را به عنوان انيس خود انتخاب كرد و بزرگان شهر را بر آن مىداشت تا دست او را ببوسند ، چنان كه او را در بالاى مجلس مىنشاند . زمانى كه با موكب خود بيرون مىآمد ، اين ديوانه را در سمت راست كالسكهء خود مىگذاشت و زمانى كه ديوانهء ياد شده در كالسكهء خاص او سوار مىشد ، به مردم دستور داده مىشد تا بسان مواردى كه مردم در كنار موكب اميرى براى تحيّت مىايستند ، براى او بايستند .

--> ( 1 ) . عبداللَّه بسام در كتاب علماء نجد خلال ستة قرون ( ج 1 ، ص 156 ) در شرح حال احمد بن عيسى به نقل از مرحوم محمد نصيف اشاره به آن دارد كه شريف عون ، به دست اين احمد ، به مذهب سلفى گرويده و همو وى را قانع كرده است تا قبه‌ها خراب كند و او همچنين كرده است . بعد از آن به جز قبهء خديجه و قبهء حواء در جده ، قبه ديگرى نماند .